وسواس
همه ما نام وسواس را شنيدهايم. شايد فردي را كه دچار وسواس است نيز از نزديك ديده باشيم. اماواقعاً تا چه حد با وسواس و نشانههاي آن آشنا هستيم؟ چگونه ميتوانيم بگوييم كسي وسواس دارد يا خير؟ راه درمان آن چيست؟ و...
دراين شماره سعي خواهيم كرد تا شما را با وسواس، نشانهها و راه درمان آن، آشنا سازيم.
وسواسي كه در روان شناسي به عنوان اختلال ميشناسند، وسواس فكري – عملي است. افرادي كه از وسواس فكري – عملي رنج ميبرند، دائما الگويي تكراري از افكار و رفتارهايي را بروز ميدهند كه با وجود بيمعني بودن، نميتوانند بر آنها غلبه كنند. شدت وسواس فكري-عملي متفاوت است و گسترهاي از وسواس خفيف تا شديد را در بر ميگيرد. ممكن است فردي فقط وسواس فكري داشته باشد و فاقد وسواس عملي در رفتارهاي خود باشد، اما در بسياري از موارد، وسواس فكري و عملي همراه با هم هستند. مبتلايان به وسواس فكري – عملي 2 تا 3 درصد جمعيت را تشكيل ميدهند، وبعد از اختلالات فوبي (ترس شديد وغير منطقي)، وابستگي به مواد و افسردگي، در رده چهارم اختلالهاي شايع رواني قرار دارد. ميزان ابتلاي زنان و مردان به اين اختلال يكسان است، اما در ميان نوجوانان، پسرها بيشتر از دخترها به اين اختلال، مبتلا ميشوند.
نشانههاي وسواس فكري- عملي معمولاً در نوجواني يا اوايل بزرگسالي ظاهر ميشود، اما در مواردي حتي در سنين پيش دبستاني نيز مشاهده شده است.
نشانهها
وسواسهاي فكري
وسواسهاي فكري، افكار و عقايدي تكراري هستند كه دائماً به ذهن فرد هجوم ميآورند. از جمله وسواسهاي فكري رايج ميتوان به ترسهاي دائمياز آسيب رسيدن به فرد يا نزديكان او، نگراني از كثيف شدن و نياز شديد به انجام دقيق و كامل امور، اشاره كرد. فرد وسواسي، افكار مزاحم بسياري دارد. مثلاً پياپي با خود ميگويد: «ممكن است دستهايم كثيف شده باشند، بايد آنها را بشويم»، «شايد فراموش كردهام شير گاز را ببندم»، «ميخواهم به فرزندم آسيب برسانم» و.... .
همهاين افكار، مزاحم و نامطلوب هستند و اضطراب شديدي به همراه دارند. در واقع پيامد وسواسهاي فكري، اضطراب شديد است.
وسواسهاي عملي
بسياري از افراد مبتلا به وسواس فكري – عملي در پاسخ به افكار وسواسي خود، رفتارهايي تكراري انجام ميدهند. اين رفتارها كه به آنها «وسواسهاي عملي» ميگويند، اضطراب فرد را كاهش ميدهند. شستن و وارسي كردن از جمله رايجترين وسواسهاي عملي هستند. علاوه براين، رفتارهاي وسواسي ديگري از قبيل شمارش اعداد (اغلب به همراه رفتار وسواسي ديگري مانند شستشوي دست)، مرتب كردن اشيا و وسايل، تهيه ليستهاي طولاني از كارها و گفتن جملات تكراري، نيزدر بين اين افراد مشاهده ميگردد. اين افراد، براي انجام رفتارهاي وسواسي خود معمولا تشريفاتي را رعايت ميكنند. برخي ازاين تشريفات مشخص و هميشگي است، در صورتي كه برخي ديگر مرتباً تغيير ميكنند. انجام تشريفات، تا حدودي سطح اضطراب فرد را پايين ميآورد؛ اما تأثيري موقتي دارد و با قطع آنها، سطح اضطراب فرد مجدداً افزايش مييابد. بسياري از افراد مبتلا بهاين اختلال، سعي ميكنند با جلوگيري از افكار وسواسي خود، جلوي وسواسهاي عملي خود را بگيرند. هرچند در اوايل اختلال، بسياري از افراد قادرند نشانههاي فكري و عملي وسواس خود را كنترل كنند، اما با گذشت چندين ماه يا چندين سال از شروع اختلال، مقاومت فرد در مقابل نشانهها ضعيفتر ميگردد و اختلال به حدي شديد ميشود كه انجام تشريفات وسواس، كل وقت فرد را به خود اختصاص ميدهد و فرد را از انجام ساير فعاليتهاي روزانه خود، باز ميدارد.
علل بروز اختلال
قبلاً تصور ميشد كه داشتن والدين سختگير، كه بر پاكيزگي تأكيد بسيار دارند، يا خطرناك و غير قابل پذيرش دانستن برخي افكار، درآينده منجر به بروز وسواس فكري – عملي ميگردد. اما امروزه اين فرضيه به تنهايي نميتواند اختلال وسواس فكري – عملي را توجيه كند؛ تحقيقات ساليان اخير نشان ميدهد كه تعامل بين سه عامل زيستي ـ عصبي، محيطي و شناختي، ممكن است بروز اين اختلال را در پي داشته باشد.
درمان
براي درمان اختلال وسواس فكري – عملي از دارو درماني يا از رفتار درماني استفاده ميشود. گاهي نيز تركيبي از هر دو روش ميتواند مفيد باشد.
دارو درماني
داروهايي كه بر انتقال دهنده عصبي سروتونين تأثير ميگذارند، به نحو مؤثري نشانههاي اختلال وسواس فكري – عملي را كاهش ميدهند. داروي اصلي كه براي درمان اين اختلال به كار ميرود، كلوميپرامين با نام تجاري
«آنا فرائيل» است. در كنار اين دارو از داروهاي ديگري مانند «فلوكستين» با نام تجاري «پروزاك»،
«فلوواكسامين» (با نام تجاري لوولكس)» و «پاروكستين» )با نام تجاري پاكسيل)» نيز استفاده ميشود. بهبود نسبي معمولاً طي سه هفته يا بيشتر، از شروع درمان مشاهده ميشود. اگرچه دارو درماني، نشانههاي اختلال را كنترل ميكند اما اگر مصرف آن تداوم نيابد، نشانههاي اختلال مجدداً عود خواهد كرد. حتي بعد از برطرف شدن نشانههاي اختلال، بسياري از افراد بايد درمان دارويي خود را با داروهاي ضعيفتر ادامه دهند.
«آنا فرائيل» است. در كنار اين دارو از داروهاي ديگري مانند «فلوكستين» با نام تجاري «پروزاك»،
«فلوواكسامين» (با نام تجاري لوولكس)» و «پاروكستين» )با نام تجاري پاكسيل)» نيز استفاده ميشود. بهبود نسبي معمولاً طي سه هفته يا بيشتر، از شروع درمان مشاهده ميشود. اگرچه دارو درماني، نشانههاي اختلال را كنترل ميكند اما اگر مصرف آن تداوم نيابد، نشانههاي اختلال مجدداً عود خواهد كرد. حتي بعد از برطرف شدن نشانههاي اختلال، بسياري از افراد بايد درمان دارويي خود را با داروهاي ضعيفتر ادامه دهند.
رفتاردرماني
نوع خاصي از رفتاردرماني به نام «مواجهه و جلوگيري از پاسخ» براي درمان وسواس فكري – عملي در مورد بسياري از مبتلايان به اين اختلال مؤثر بوده است. در اين روش بيمار با خواست و اراده خود با موقعيت يا ايدهاي كه او را آزار ميدهد مواجه ميشود؛ همزمان با اين كار، بيمار از سوي درمانگر تشويق ميشود تشريفاتي را كه قبلا انجام ميداده است را ديگر تكرار نكند. مثلاً فردي كه به صورت وسواسي دستهاي خود را ميشويد، تشويق ميشود تا به چيزي كه به عقيده وي كثيف است، دست بزند و سپس از شستن دستهاي خود به مدت چند ساعت جلوگيري ميكند. روند درمان به صورت گامبهگام و بر اساس توانايي بيمار در مقابله با اضطراب، طراحي ميشود.
با پيشرفت روند درمان، اضطراب ناشي از افكار وسواسي در بسياري از بيماران كاهش مييابد و آنها قادر ميشوند جلوي اين اضطراب را بگيرند.
نتايج تحقيقات جديد نشان ميدهد كه علاوه بر رفتاردرماني، رفتاردرماني شناختي نيز ميتواند مفيد باشد.
+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 7:15  توسط آسیه
